|
دکتر غلامرضا مدبر عزیزی
مدرس مرکز تربیت معلم بنت الهدی صدر فردوس

اَلحَمدُلله الّذی جَعَلَنا مِنَ المُتَمَسِّکینَ بِوِلایَةِ اَمیرالمؤمِنین
مقدمه
همه ساله هفته بزرگداشت غدیر ، فرصت مناسب و مغتنمی است تا علاوه بر سپاسگزاری به درگاه خداوند به خاطر اتمام نعمت و اکمال دین خود از رهگذر اعلام ولایت امیرالمرمنین علیه السلام در چنین روزی، عرض عذر تقصیر و احترامی داشته باشیم به عزیزانی که گلی از بوستان ولایت هستند، بر فرزندان پیامبر اکرم و علیّ مرتضی و فاطمه زهرا علیهم صلوات الله، به سادات بزرگوار.
گفتم عذر تقصیر، به این جهت که همه ما در ادای تکلیف و وظیفه خویش نسبت به احترام به این عزیزان شرمنده ایم، باید پوزش بطلبیم از ساحت مقدس پیامبر اکرم که در مجلسی که سیّدی حضور داشته ما نشسته بوده ایم، و این ماجرا کم اتفاق نیفتاده است.
شیخ مرتضی انصاری و احترام به سادات
در احوالات خاتم الفقهاء و المجتهدین فقیه نامدار و شهیر که توفیق داشته دو بار به محضر امام عصر (عج) شرفیاب شود، آمده است که روزی در مسجدی از مساجد نجف اشرف در حین تدریس، طلاب مشاهده کردند که هر مدتی شیخ از جا بلند می شود و ایستاده تدریس می کند و دقایقی بعد باز دو مرتبه می نشیند. بعد از اتمام درس یکی از طلبه ها از استاد می پرسد چرا شما امروز بیقرار بودید و مدام در ضمن تدریس برمی خاستید و باز می نشستید. شیخ فرمود: کودکانی در بیرون مسجد بازی می کردند و هر چند مدتی در حالی که به دنبال همدیگر می دویدند وارد مسجد می شدند و از در دیگر خارج می گشتند. در میان آنها کودکی سید بود. من به احترام او برمی خاستم و زمانی که از مسجد خارج می شد می نشستم!!
احترام به ذریّه زهرای مرضیه از امهات سیر و سلوک
در عرفان شیعی، احترام به سادات و کوشش در رفع حوائج آنها، جایگاهی بسیار ویژه داشته و تأثیر شگرفی در خروج از بن بست های روحی و باز شدن بعضی گره ها دارد و در نقطه مقابل آن، بی احترامی و رنجاندن و محروم کردن یک سید، شدیداً باعث سلب توفیق از انسان می شود که در این زمینه داستان ها و خاطرات عجیب و شگفت انگیزی در کتاب های عرفانی آمده است.
در احوالات شیخ رجبعلی خیاط عارف پر آوازه آمده است که گاه دست و پای سیدها را می بوسید و به همه توصیه می کرد که به سیدها احترام بگذارند، افراد متعددی نزد او می آمدند و علت گره داشتن کار خود را از شیخ جویا می شدند و او می گفت : در گذشته به سید بینوایی نسیه نداده ای و او را از خود رانده ای و یا به زنی سید پرخاش کرده ای و ...
توصیه حضرت امام عصر (عج) به آیت ا... مرعشی نجفی
مرحوم آیت ا... شهاب الدین مرعشی نجفی سه بار توفیق تشرف به محضر امام عصر(عج) داشته است و هر بار از محضر آن حضرت توصیه هایی که سعادت دنیا و آخرت انسان را در حدی بی نهایت تضمین می کند شنیده و بهره مند شده است. یکی از توصیه های مؤکد حضرت احترام به ذریّه سادات بوده است :
« ... و سفارش فرمود : بر احترام ذریه سادات و به من فرمود : « قدر خود را به خاطر انتسابت به اهل بیت (علیه السلام ) بدان و شکر این نعمت را که موجب سعادت و افتخار زیاد است به جای آور ...»
نظر به اهمیت مبحث فوق بعد از ذکر این مقدمه سعی می کنیم در مجال بدست آمده قدری دقیق تر به این موضوع بپردازیم .
معنای لغوی سیّد
کلمه سید از نظر ریشه لغت آن چنان که در مفردات راغب آمده است از ماده سواد و اسود و سودا به معنای سیاه و سیاهی است. عرب ها به جمعیت زیاد سواد می گویند و بر همین اساس به شهرهای بزرگ و پر جمعیت سواد الأعظم گفته می شود: « علیکم بالسّواد الأعظم » بر شما باد که در شهرهای بزرگ ساکن شوید . به کسی که متولی و سرپرست و عهده دار شهری بزرگ یا جمعیت و قومی بزرگ است سید می گویند و چون چنین فردی طبیعتاً دارای کمال بیشتری در علم و فهم و یا ثروت یا پاکی و طهارت نفس نسبت به بقیه است لذا کلمه سید حامل معناهایی همچون بزرگوار ، شریف، فاضل، سرپرست و ... می باشد.
کاربرد کلمه سید در قرآن کریم
کلمه سید و جمع آن سادات در قرآن کریم مکرر به کار رفته است، گاهی به مردی که عهده دار سرپرستی
همسر خویش است سید اطلاق شده است:
وَ اَلفَیا سَیّدَها لَدَی الباب (یوسف / 14) در آن حال همسر آن زن (زلیخا) را بر در خانه یافتند
گاهی پدران و بزرگان یک قوم سادات نامیده شده اند.
و قالوا ربّنا انا اطعنا سادتنا و کبرائنا فاضلونا السبیلاً « احزاب / 67»
در سوره مبارکه آل عمران آن هنگام که فرشتگان الهی مژده داشتن پسری به نام یحیی را به حضرت زکریا می دهند با عناوینی بسیار باعظمت یحیی را توصیف می کنند که یکی از آنها سیادت اوست.
« فنادته الملائکة و هو قائم یصلّی فی المحراب أنَّ الله یُبَشّرک بیحیی مصدّقاً بکلمةٍ من الله و سیّداً و حَصُوراً و نبیّاً من الصالحین » (آل عمران / 39)
پس فرشتگان زکریا را ندا در دادند در حالی که در محراب عبادت به نماز ایستاده بود که همانا خداوند تو را به ولادت یحیی بشارت می دهد در حالی که او به نبوت عیسی که کلمه خداست گواهی می دهد و سید و بزرگوار و بسیار پارسا و پیغمبری از شمار شایستگان است.
به طور کلی باید گفت کلمه سید در فرهنگ اسلامی به معنای فرد دارای برتری خاص نسبت به دیگران است.
معنای کلمه سید در فرهنگ شیعه
در فرهنگ شیعه کلمه سید سرنوشتی بسیار مبارک داشته است به طوری که کاربرد آن در دو مورد و محل منحصر شده است :
یکی در مورد خدای تعالی همچنانکه مکرر در دعاها و مناجات های ائمه اطهار خداوند با تعبیر زیبای سیّدی مورد خطاب قرار گرفته است و گاهی این زیبائی به اوج خود می رسد زمانی که خداوند با تعبیر « یا سیّد السادات » مورد خطاب قرار می گیرد:
یا سیدالسادات یا مُجیبَ الدَّعَوات یا رافع الدرجات یا ولی الحسنات یا غافر الخطیئات یا معطی المسئلات یا قابل التّوبات یا سامع الأصوات یا عالم الخفیّات یا دافع البلیّات ...
(دعای جوشن کبیر بند 1)
کاربرد دوم سید در مورد عظیم ترین سفیر آسمانی خواجه کائنات حضرت پیامبر اسلام و اجداد و فرزندان آن بزرگوار است. که سیادت و سروری و آقائی را به اوجی رسانده اند که فراتر از آن قابل تصور نیست. اصولاً قبیله قریش که فرزندان عبد مناف هستند و نسب آنها به ابراهیم خلیل قهرمان بزرگ توحید و یکتاپرستی می رسد از قرن ها قبل از ظهور اسلام سید و سرور عرب و پرده دار کعبه و مورد احترام شدید اعراب بوده اند، از میان فرزندان عبد مناف، هاشم در بزرگواری و آقایی و سخاوت و جوانمردی شهره آفاق بوده به طوری که وقتی که می شنود در سرزمینی دوردست قحطی شدیدی گریبان مردم آن دیار را گرفته و از گرسنگی می میرند. تمام ثروت خود را تبدیل به نان خشک می کند و بر بار شتران گذاشته و راهی آن سرزمین می شود و با دست مبارک خویش نان های خشک را خرد می کرده و با آب ترید می ساخته و به بالین گرسنگان می شنافته، لذا به او هاشم لقب دادند: یعنی خرد کننده ی نان های خشک
بعد از او عبدالمطلب و سپس ابوطالب و آن گاه محمد مصطفی (ص) و سپس علی مرتضی و فرزندان سخاوتمندش تا به امروز .
بنابراین در فرهنگ شیعه سید یعنی بزرگوار و شریفی که از نسل پیامبر خاتم و خانه زاد خدا حضرت علی و فرزندان آن حضرت است.
راه و رسم سیادت
هر چند شیعیان عنوان سید را منحصر می دانند در فرزندان حضرت پیامبر اکرم و ائمه اطهار اما ائمه طاهرین از سر بزرگواری و کرامت این عنوان را در انحصار نسل خویش نمی دانسته اند و در سخنان خودشان برای سید صفات و خصوصیاتی برشمرده اند.
که هر کسی می تواند با آراستن خود به آن فضائل، به مقام بلند سیادت و سروری نائل آید. و البته بر فرزندان عزیز پیامبر است که بیش از همه، به این فضیلت ها مزین و آراسته باشند و شرافت ذاتی خود را پاس بدارند چرا که به فرموده قرآن کریم بیشترین عاملی که نسبت فرد را با یک ولیّ خدا تثبیت می کند و خویشاوندی را نزدیک تر و شدیدتر می سازد، تبعیت از آن بزرگ است.
« انّ أولَی النّاسِ بِإبراهیمَ للّذین اتبعُوهُ وَ هَذا النّبی وَالّذین آمنوا وَ اللهُ وَلیُّ المؤمنین »
(سوره آل عمران / 68)
« نزدیک ترین مردم به ابراهیم کسانی هستند که از او پیروی می کنند و این پیغمبر و امت او که اهل ایمانند و خداوند دوستدار مؤمنان است.»
در آیات قبل از آیه فوق سخن بر سر یهود و نصاری است که خود را خویشاوند نزدیک حضرت ابراهیم می شمردند. خداوند در پاسخ آنها فرمود که : نزدیک ترین افراد به ابراهیم کسانی هستند که بیشتر از او تبعیت می کنند و به ابراهیم و رفتار او شبیه تر هستند.
در اینجا فهرست وار اسباب سیادت و سروری را بر می شماریم:
1 ـ سیّد، باتقوی است :
در لسان معصومین سید حقیقی کسی است که پارسا و پرهیزگار است و به عبارت دیگر هر کس باتقوی است در حقیقت سید است. کسی که از زشتی ها دامن برچیده است.
امام علی (ع) می فرماید:
« اَلشریف کُلُّ الشّریف مَن شَرَفَهُ عِلمَهُ وَ السُّؤدد حَقُّ السُّؤدد لِمَن اتّقی الله رَبَّهُ » 1
شریف حقیقی کسی است که دانشش به او شرافت بخشیده و سید حقیقی کسی است که تقوای خدای پروردگارش را دارد.
2 ـ سید، حلیم است:
دومین خصوصیت بارز و شاخص سید و سرور این است که بردبار است یعنی دریادل و با ظرفیت است و جفاهای دیگران را نادیده می گیرد و کینه توز و پرخاشگر نبوده و شکیبا و صابر و با تحمل است.
امام علی (ع) می فرماید :
« مَن حَلُمَ ساد » « هر کس حلم ورزید به سیادت رسید» 2
بنابراین هر کس حلیم و بردبار باشد سیادت و سروری و ریاست بر مردم خواهد داشت و هر کس ستیزه جو و عجول و دشمن تراش باشد نخواهد توانست سید و آقای مردم باشد.
3 ـ سید، سخاوتمند است :
سومین خصوصیت برجسته سید و آقای یک قوم این است که ممسک و گداصفت نیست و بخشنده و کریم است. صفت بخشندگی سید مکرر در احادیث معصومین مورد تأکید قرار گرفته است. بنابراین هر کس تمنای سیادت بر مردم دارد باید دستی گشاده داشته باشد و از خسّت و امساک بپرهیزد.
امام علی (ع) می فرماید :
« سادَةُ الناس فِی الدّنیا اَلأَسخِیاء وَ فِی الآخرَةِ اَلأَتقیاء » 3
سید و سرور مردمان در دنیا ، سخاوتمندانند و در آخرت پرهیزگاران
و باز می فرماید :
« سَبَبُ السّیادة السّخاء » 4 « اسباب سیادت ، سخاوت است»
4 ـ سید، کریم است و قبل از مسئلت می بخشد:
چهارمین صفت سید این است که روح بزرگ و سخاوتمند او منتظر نمی ماند که نیازمند دست نیاز به سویش دراز کند و آبرو و کرامت انسانی خودش را در پای او بریزد. بلکه خودش قبل از درخواست نیازمند به سوی او می شتابد و با عطایای خود بی نیازش می کند.
حضرت امام حسن مجتبی (ع) می فرماید:
« اَلأعطاء قَبلَ السُؤال مِن اَکبَرَ السُّؤدَد » 5
بخشیدن قبل از اینکه فرد درخواست کند از بزرگترین و برترین سیادت هاست.
5 ـ سید، متواضع و فروتن است:
پنجمین صفت سید و سرور یک جمعیت این است که متواضع باشد. تواضع اسباب سروری و محبوبیت بین مردم و تکبر از موجبات منفور شدن فرد است.
امام علی (ع) می فرماید :
« سُلَّمُ الشّرفِ التّواضع و السّخاء » 6
نردبان عروج به مقام شرافت و سیادت ، تواضع و سخاوت است.
6 ـ سید، خدمتگزار است :
در روایات متعددی از معصومین از اسباب اصلی سیادت و سروری بر مردم خادم آنها بودن، معرفی شده است. سید حقیقی کسی است که خادم بندگان خدا با |